X
تبلیغات
آرتان پسر خوشگله مامان و بابا
تاريخ : شنبه چهارم آبان 1392 | 23:43 | نویسنده : روناک

ین روزا همدم تنهاییم شدی من و تو هر روز تو خونه با هم هستیم وقتی با هم بیدار میشیم و سر برنامه مورد نظرمون بحث میکنیم خنده م میگیره که پسرم مرد کوچولویی شده که با قاطعیت رو نظراتش میمونه و چون نمیخواد دل منو بشکونه میگه یه کارتون من ببینم بعد نوبت تو میشه ....من تو خونه م و بیکارم وقتی خیلی از بیکاری خسته میشم با دستای کوچولوت بغلم میکنی و بهم میگی مامان چرا ناراحتی؟ اونوقته که میفهمم در کنار تو بودن خیلی شیرینه خیلی...... 




تاريخ : یکشنبه دهم شهریور 1392 | 9:40 | نویسنده : روناک
میدونم که  نزدیک به شش ماهه  چیزی ننوشتم بذار به حساب تنبلی ....در هر حال اندر احوالات آرتان خان این که 3 ماه بهار رو مهد میرفت و سه ماه تابستان در منزل تشریف داشت 



تاريخ : یکشنبه بیستم اسفند 1391 | 10:6 | نویسنده : روناک

مسافرت طولانی ما به قشم بود و از دست آرتان که تو ماشین خیلی شیطونی کرد وخداییش از مسافرت پشیمونمون کرد ولی خوب بود تا بندر پل با ماشین رفتیم بعد سوار کشتی شدیم وتو جزیره قشم پیاده شدیم هوا 34 درجه بود و بسیار گرم تازه 55 کیلومتر تا قشم مونده وایییییی همین که اینو گفتم یه چیزی خورد

توبینی م آقا آرتان شیشه شو پرت فرمود و این تازه اولش بود.......







تاريخ : یکشنبه بیستم اسفند 1391 | 9:55 | نویسنده : روناک

تولد تولد تولد تولدت مبارک 29 بهمن روز تولد فسقول خان

امیدوارم کنارت باشم تا تولد 30 سالگی تو ببینم و ایشالا همیشه سالم باشی گلم





تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391 | 11:8 | نویسنده : روناک
فکر کنم یکی از بزرگترین نعمت های خدا داشتن فرزند سالم باشه وقتی به این قضیه فکر میکنی اون وقته که شب بیداری ها و نق زدن ها و شیطونی ها و حتی مریض داری شون هم برات خیلی شیرین میشه پس بیایم خدا رو شکر کنیم بخاطر این نعمت های زیبا و به قول من فرشته های آسمونی...










تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم آذر 1391 | 16:4 | نویسنده : روناک

آرتان خان دیگه فکر کنم باید بذارمت مهد .... هر روز بهش میگم و هر روزم آرتان میگه باشه مامان بذارم ولی هنوز که تو خونه اس احتمالا بعد عید میذارمش چون فکر میکنم آمادگی شو داره نقاشی میکشه -شعر میخونه - بازی فکری میکنه- از همه مهمتر اینکه ج ی ش ردیفه دیگه کامل کامل....

همه چی ردیفه فقط این زبونش که ما از پسش بر نمیایم

آرتان: مامانی هادته (یادته) رفتیم اصفهان باغ پرندگان؟

من: بله یادمه

آرتان :خیلی خوش گذشت نه؟!!!!!!

                                                                     




تاريخ : سه شنبه سی ام آبان 1391 | 13:13 | نویسنده : روناک
آرتان ناز من داره روز به روز بزرگتر میشه همراه با اون شیطنت ها هم بزرگ میشن . راستش بعضی وقتا از دستش حسابی شاکی میشم ولی وقتی عصبا نیتم رو به سختی کنترل میکنم از کارای فسقول خان حسابی خندم میگیره وقتی که میبینه دارم قاطی میکنم میگه تو برو تو اتاقت منم میشینم کارتون نگاه میکنم به منم همچنان میگه لوناک . از کارهای بزرگی که داره منت رو سرمون میذاره گفتن ج ی ش .خیلی سخته واسش ولی تازه بعد دو هفته داره یه کم راه میفته .



تاريخ : چهارشنبه نوزدهم مهر 1391 | 12:21 | نویسنده : روناک

امسال برای دومین بارآرتان و بردیم نمایشگاه غنچه های شهر ولی برعکس پارسال همش گریه کرد و نق زد در ضمن پارسال کیفیت ش خیلی بهتر بود 



تاريخ : یکشنبه بیست و ششم شهریور 1391 | 15:54 | نویسنده : روناک
اولین هنر پسرم اینه که کلا (ه)رو تلفظ نمی کنه به یک میگه هک به آهنگ می گه آینگ به روناک میگه لوناک و...

در ضمن کار ما دراومده هفته ای دو سه با باید آقا رو ببریم باغ وحش یا تاکسی درمی هر وقت هم از جلو شهر بازی و تاکسیدرمی رد شیم کلی گریه زاری میکنه که منو ببر دیری وش (باغ وحش) یا شایین (شهربازی شاهین)

چند شب پیش جاتون خالی رفتیم شهر بازی آقا 4 بار اسب گردون سوار شد بازم گریه میکرد موقع پیاده شدن

پنج شنبه شبا بچه مامان میتا میشه به من و باباش میگه شما برید منو جا بذارین

یعنی اینطوری بهتون بگم ما شبا یا تو شهربازی هستیم یا تاکسیدرمی



تاريخ : دوشنبه شانزدهم مرداد 1391 | 16:1 | نویسنده : روناک
 باید تو وبلاگت مامانی از چند نفر تشکر کنم اولیش عمه جمیل و خانواده شون دوم از عمه جهان بخاطر سوغاتی هاشون و سوم از مامان میترا که سه روز با دایی آرمین و کژال ازت مواظبت کردن.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

در ضمن عمه جهان بعد یکسال از دبی اومد با شهاب و شهرزاد و همه رو خوشحال کردن.

اگر از خودت بخوام بگم که کامل حرف میزنی و کلمات قلمبه سلمبه دیگران و تکرار میکنی و یه کوچولو شیطون شدی (البته منظورم یه بزرگ بود).


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد



mouse code

كد ماوس