مسافرت طولانی ما به قشم بود و از دست آرتان که تو ماشین خیلی شیطونی کرد وخداییش از مسافرت پشیمونمون کرد ولی خوب بود تا بندر پل با ماشین رفتیم بعد سوار کشتی شدیم وتو جزیره قشم پیاده شدیم هوا 34 درجه بود و بسیار گرم تازه 55 کیلومتر تا قشم مونده وایییییی همین که اینو گفتم یه چیزی خورد
توبینی م آقا آرتان شیشه شو پرت فرمود و این تازه اولش بود.......


آرتان خان دیگه فکر کنم باید بذارمت مهد .... هر روز بهش میگم و هر روزم آرتان میگه باشه مامان بذارم ولی هنوز که تو خونه اس احتمالا بعد عید میذارمش چون فکر میکنم آمادگی شو داره نقاشی میکشه -شعر میخونه - بازی فکری میکنه- از همه مهمتر اینکه ج ی ش ردیفه دیگه کامل کامل....
همه چی ردیفه فقط این زبونش که ما از پسش بر نمیایم
آرتان: مامانی هادته (یادته) رفتیم اصفهان باغ پرندگان؟
من: بله یادمه
آرتان :خیلی خوش گذشت نه؟!!!!!!



امسال برای دومین بارآرتان و بردیم نمایشگاه غنچه های شهر ولی برعکس پارسال همش گریه کرد و نق زد در ضمن پارسال کیفیت ش خیلی بهتر بود


در ضمن کار ما دراومده هفته ای دو سه با باید آقا رو ببریم باغ وحش یا تاکسی درمی هر وقت هم از جلو شهر بازی و تاکسیدرمی رد شیم کلی گریه زاری میکنه که منو ببر دیری وش (باغ وحش) یا شایین (شهربازی شاهین)
چند شب پیش جاتون خالی رفتیم شهر بازی آقا 4 بار اسب گردون سوار شد بازم گریه میکرد موقع پیاده شدن
پنج شنبه شبا بچه مامان میتا میشه به من و باباش میگه شما برید منو جا بذارین


یعنی اینطوری بهتون بگم ما شبا یا تو شهربازی هستیم یا تاکسیدرمی
در ضمن عمه جهان بعد یکسال از دبی اومد با شهاب و شهرزاد و همه رو خوشحال کردن.
اگر از خودت بخوام بگم که کامل حرف میزنی و کلمات قلمبه سلمبه دیگران و تکرار میکنی و یه کوچولو شیطون شدی (البته منظورم یه بزرگ بود).

از اخبار جدید برات بگم که من با عمل بینی م تو رو ناراحت کردم و جریان از این قرار بو که من و تو عمو حسین و النا و زنمو با هم رفتیم شمال روز اول پیش عمه جون موندی ولی وقتی فرداش که من عمل داشتم و منو با اون قیافه خون آلود دیدی مشکل شروع شد خیلی بهونه گیر شده بودی و بسیار پرخاشگر منم که از شانس تو و خودم حالم بد بود و نمیتونستم بغلت کنم عشقم ولی باری به هر جهت تموم اینا تموم شد و من ازت معذرت میخوام که اثر بدی روت گذاشت




.: Weblog Themes By Pichak :.































